باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره

باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره

مشخصات بلاگ
باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره...
History of Korea
한국의 역사
تمام مطالب درحال انتقال به Skorea.ir هستند.

-کلماتی که "Highlight زرد رنگ" دارند، دارای لینک مطلب هستند!

instagram: iamamir_nm

باشد که نوشته هایم بماند برای آیندگان

نویسنده

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جومونگ» ثبت شده است

 

امپراطور یوری وانگ (هائی یوری) (19 ق م - 18 م)؛

گویوری پسر «امپراطور دانگمیونگ(جومونگ)» و بانو «یه سویا»، پس از مرگ پدرش زمامدار «گوگوریو» شد.

او با امپراطور شدن نام خاندان سلطنتی را که "گو" بود به "هائی" تغییر داد.

امپراطور یوری شخصی شجاع بود ولی مقتدر، نه!

او در ابتدای حکومت خود پایتخت را از "جولبون سئونگ" به "گانگ نائی" منتقل نمود.

یوری، امپراطوری عیاش و دائما به دنبال شکار و تفریح خود بود و به همین دلایل بود که «هیوبو» وزیر دربار که از نخستین یاران امپراطور دانگمیونگ بود از مقام خود استعفا داد.

سایر یاران وفادار امپراطور دانگمیونگ نیز کم کم از پیرامون یوری پراکنده شدند و تنها «اویی» و «بوبانو» تا پایان عمر به او خدمت کردند!

در سال 9میلادی به دنبال قدرت گرفتن "سلسله شین" و فتح "چانگ آن" توسط این سلسله، «وانگ مانگ» امپراطور شین، در همان سال به منظور اتحاد با کشور گوگوریو، سفیری را به گانگ نائی فرستاد اما یوری، نامه وی را پاره کرد و ارتش را به سمت "چانگ آن" حرکت داد._(frown)_

در جریان این نبردها، یوری مدت زیادی از پایتخت دور بود. همین غیبت طولانی یوری، رؤسای (بی شرف و نمک نشناس) قبایل «جولبون» را تحریک کرد تا امپراطور یوری را کشته و خودشان قدرت را بدست بگیرند. در همین حین رئیس قبیله بیریو که پیر رؤسا بود به طور مرموزانه ای خود را از نقشه کودتا کنار کشید(آدم محتاطی بود) اما سایر رؤسا با فرستادن سفیری همراه با مقادیری غلات و تجهیزات به اردوگاه یوری سعی داشتند امپراطور را در حالی که مشغول استراحت است به قتل برسانند. البته نقشه آنها تا حدودی انجام شد و خنجر سفیر سینه یوری را شکافت اما یوری (با حضور به موقع دکتر سمیعی) نجات پیدا کرد و زخمش به مرور خوب شد.

به دنبال ماجرای ترور یوری، رؤسای جولبون شایعاتی مبنی بر مرگ وی بر سر زبان ها انداختند.

 

 

«هائی هیمیانگ» پسر بزرگ یوری و ولیعهد وی که از شورش می هراسید، بزرگان گوگوریو و هواداران پدرش را فراخواند(یاد راب استارک می افتم) تا از شورش جلوگیری کند اما مدتی بعد ارتش رؤسای قبایل به بهانه انتخاب امپراطور جدید و نپذیرفتن ولیعهدی هائی هیمیانگ به سمت گانگ نائی حرکت کرد. در بحبوحه سقوط گانگ نائی، امپراطور یوری وانگ سررسید و با ارتش خود، قوای جولبون را به زانو درآورد.

 در همین زمان، امپراطور بویو، «تسو»، به تازگی قدرت زیادی یافته بود و مرزهای بویو را استحکام بخشیده بود.

شایعاتی نیز از حملات ارتش بویو به مرزهای گوگوریو، یوری را نگران کرده بود. جنگ با شین قدرت وی را تضعیف کرده بود و یوری دیگر نه توانایی جنگ داشت و نه سرمایه آن را، پس به ناچار برای صلح به بویو رفت تا با امپراطور تسو مصالحه کند.

 

 

در بویو، هیمیانگ با دیدن برادر کوچک تر خود، «هائی موهیول» متعجب شد. موهیول پسر کوچک یوری بود که اکنون طی حوادثی به خدمت تسو درآمده بود و قرار بود کشته شود. هیمیانگ شبانه به کاخ بویو حمله کرد و موهیول را نجات داد. وقتی این خبر به گوش امپراطور تسو رسید دستور داد تا هیمیانگ در مقابل او خودکشی کند تا برای حمله به بویو مجازات گردد ولی هیمیانگ نپذیرفت و دوباره به کاخ تسو حمله کرد، در جریان جنگ به جای تسو، بدل وی را کشت. بار دیگر تسو دستور داد تا هیمیانگ خودکشی کند و گرنه امپراطور یوری را خواهد کشت، هیمیانگ هم به ناچار مقابل چشمان تسو خودکشی کرد!

اما تسو به وعده خود عمل نکرد و در راه بازگرداندن یوری، گروهی را برای کشتن وی فرستاد.

در این جریان، یوری زخمی شد و کمی بعد در سال 18 میلادی در گانگ نائی از دنیا رفت.

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------


سلام سلام.به دوستداران تاریخ و فرهنگ کره! چطورید؟
خواستم با افتخار بهتون اعلام کنم که:


Skorea.ir افتتاح شد! "


اونجا رو خودم درست کردم و هدف از تاسیس اش محیا کردن محیطی خوشگل تر و جامع تر برای شما عزیزان است.

برخی از ویژگی های منحصر به فرد Skorea رو بهتون میگم که بدونید:

  • مطالب کامل تر نسبت به این وبلاگ
  • ویدیو های مختلف از سریال های تاریخی منتخب کره ای
  • بخش گالری عکس از تاریخ کره و سریال هاش
  • بخش مربوط به اطلاعیه های سفارت کره جنوبی در تهران
  • اطلاع رسانی در مورد مسابقات فرهنگی و علمی سفارت کره در تهران
  • و خیلی چیزهای دیگه :)

بذار از همه مهم تر رو اینجا بگم!

طرفداران Kpop و Kdrama کی اینجا داریم؟ معلومه خب، همه! بدوید بیاین Skorea که موسیقی و فیلم وسریال کره ای اونجا داریم :)


تا یادم نرفته بگم که اینستاگرام skorea رو هم دنبال کنید.

instagram.com/skorea.ir
  • amir nm
 
امپراطور دانگمیونگ سئونگ وانگ(گو جومونگ) (58 ق.م - 19 ق.م)؛
 
«"گو"جومونگ» که ابتدا نام خود را از خاندان «امپراطور گو موا» گرفته از زمانی که از "بویو" رفت و "گروه دامول" را احیا کرد در سرش راه پدرش یعنی مبارزه با ظلم و ستم "امپراطوری هان" در حق مردم کره در آن زمان و احیای ممالک "گوچوسان"(به اشتباه چوسان قدیم) که توسط امپراطوری هان اشغال شده بود، را می پروراند.
 
 
نقطعه ی عطف زندگی جومونگ زمانی است که او با «سوسانو» دختر «گوموسیو دانگون»(یون تابال)، امپراطور ایالات متحده "جولبون"، آشنا می شود.
 
 
جومونگ و سوسانو برای هدف والای جومونگ متحد می شوند و در ابتدا به پیشنهاد سوسانو،جومونگ گروه دامول را از "کوهستان بونگی" به "گیرو" پایتخت جولبون می آورد.رؤسای قبایل جولبون از بیم امپراطوری هان با آمدن گروه دامول به کشورشان مخالفت می کردند و همین موضوعات سبب درگیری های زیادی بین گیرو و دیگر قبایل جولبون گشت. سرانجام در سال 37ق.م با مرگ یون تابال، جومونگ با موضع قدرت بیشتری توانست همه 4 قبیله دیگر جولبون یعنی "بیریو، گوانا، یوانا، هوانا" را با خود متحد سازد و به فرمانداری "هیون توگون(زوانتو)" حمله کند و پس از فتح اولین فرمانداری امپراطوری هان، امپراطوری جدید خود را با نام "گوگوریو" پایه گذاری کند.
 
 
جومونگ سپس امپراطور« دانگمیونگ سئونگ وانگ» نام گرفت!
در سال 34 ق.م پس از ساخت دربار امپراطوری در گیرو، نام پایتخت گوگوریو، "جولبون سئونگ" قرار داده شد.
 
در سال 19 ق.م همسر اول امپراطور دانگمیونگ، «یه سویا» و پسرش از بویو گریختند و خود را به گوگوریو رساندند.
 
 
امپراطور دانگمیونگ پس از جنگ ها و تلاش های فراوان و متحد کردن امپراطوری بویو با خود توانست آخرین فرمانداری امپراطوری هان در شبه جزیه کره یعنی فرمانداری "لیودونگ" را تسخیر کند و سرانجام به رویای خود یعنی بازپس گیری ممالک گوچوسان برسد.
 
 
در همان سال سوسانو همسر دوم امپراطور به خاطر اینکه مبادا برای قدرت بین شاهزاده های امپراطوری در آینده ، جنگی سر بگیرد پس از گفتگو با امپراطور تصمیم به ترک گوگوریو گرفت. او به همراه دو پسرش و عده ایی از مردم به سرزمین های جنوبی کره(سئول امروزی) مهاجرت کرد.
بعد از این ماجرا دانگمیونگ پسر خود «یوری» را ولیعهد معرفی کرد.
چندماه بعد بانو یه سویا به دلیل بیماری ریوی از دنیا رفت. جومونگ نیز مدتی بعد به دلیل زخم شمشیر زهرآلود که در یکی از جنگ هایش با امپراطوری هان به دستش خورد بود از دنیا رفت.
جومونگ در زمان مرگ تقریبا 40 سال داشت!(توی این سن وسال عجب کارای بزرگی کرد)(زندگی کوتاه نیست!، ما کوتاهی میکنیم)
بعد از مرگ امپراطور دانگمیونگ، شاهزاده یوری پدرش را در قبری هرمی شکل در جولبون دفن کرد و پس از مرگ به او لقب «چومو سئونگ وانگ» را اهدا نمود.

افسوس که فرمانده جومونگ های تاریخ خیلی کم بودند...

افسوس که مرگ هم هست.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام سلام.به دوستداران تاریخ و فرهنگ کره! چطورید؟
خواستم با افتخار بهتون اعلام کنم که:


" Skorea.ir افتتاح شد! "

اونجا رو خودم درست کردم و هدف از تاسیس اش محیا کردن محیطی خوشگل تر و جامع تر برای شما عزیزان است.

برخی از ویژگی های منحصر به فرد Skorea رو بهتون میگم که بدونید:

مطالب کامل تر نسبت به این وبلاگ
ویدیو های مختلف از سریال های تاریخی منتخب کره ای
بخش گالری عکس از تاریخ کره و سریال هاش
بخش مربوط به اطلاعیه های سفارت کره جنوبی در تهران
اطلاع رسانی در مورد مسابقات فرهنگی و علمی سفارت کره در تهران
و خیلی چیزهای دیگه :)

بذار از همه مهم تر رو اینجا بگم!

طرفداران Kpop و Kdrama کی اینجا داریم؟ معلومه خب، همه! بدوید بیاین Skorea که موسیقی و فیلم وسریال کره ای اونجا داریم :)


تا یادم نرفته بگم که اینستاگرام skorea رو هم دنبال کنید.

instagram.com/skorea.ir
  • amir nm

 

" امپراطوری گوگوریو" توسط امپراطور «دانگمیونگ»، شاهزاده پیشین بویو در سال 37 ق.م پس از تصرف فرمانداری "هیون توگون" (زوانتو)، به منظور بازپس گرفتن ممالک «چوسان قدیم» برپا شد.

علاوه بر «جومونگ»، «امپراطوریس سوسانو» همسر وی نیز که مدتی رئیس قبیله «جولبون» بود، در تاسیس گوگوریو نقش عمده ای داشت.

جومونگ با احیای ارتش «دامول» به کمک فرماندگانی همچون: «اویی»، «ماری»، «هیوبو»، «چوسا»، «موگول»، «موکاک»، «بوبانو» و «بوویئوم» ابتدا در کوهستان "بونگی" ساکن شد و برای تصرف تصرف سرزمین های چوسان قدیم فعالیت می کرد اما مدتی بعد به پیشنهاد سوسانو، رئیس جولبون به گیرو آمد و پس از متحد نمودن جولبون و فتح هیون توگون، امپراطوری گوگوریو را در جولبون تاسیس نمود.

امپراطوری گوگوریو 705 سال تحت حکومت 28 امپراطور پابرجا بود! تا اینکه سرانجام توسط ارتش های متحد امپراطوری های" تانگ و شیلا " نابود شد.

خدای اصلی مردم گوگوریو «پرنده سه پا» محسوب می شد اما آنها خدایان دیگری نیز داشتند که در خدمت پرنده سه پا بودند از جمله آنها: «اژدها آبی، ببر سفید، پرنده قرمز و لاک پشت سیاه»

در سال 372 میلادی برای اولین بار "بوداگرایی" در گوگوریو رسمیت یافت!

 

  • سرگذشت «امپراطوران گوگوریو» به زودی در "باستان شناس" منتشر خواهد شد!
  • ازآن جایی که اکثرا مخاطبان، سریال جومونگ را دیده اند لذا از زیاده گویی پرهیز کردم.
  • amir nm

 

 

امپراطوری بویو (دانگ بویو) 86 ق.م: وقتی «گو دوماک»، "باک بویو"(بویو غربی) را فتح نمود، شاهزاده باک بویو «هائی بورو» به شرق فرار کرد و امپراطوری جدیدی به نام "دانگ بویو"(بویو شرقی) را تاسیس کرد که بعدا امپراطوری "بویو" خوانده شد.

نکته: پس از فتح باک بویو، گو دوماک نام این امپراطوری را "جولبون" نهاد!

امپراطوری بویو پس از "گوچوسان" دومین حکومت مقتدر در تاریخ کره بود!

در دوران حکومت امپراطور «گوموا»، فرزند «هائی بورو»، مرزهای بویو گسترش یافت و در دوران امپراطور «تسو» نیز به جلال آن افزوده شد. تا اینکه امپراطور «دائموسین»، نوه بنیانگذار گوگوریو به بویو حمله کرد و تسو آخرین امپراطور بویو را به قتل رساند. با مرگ تسو، امپراطوری بویو از صحنه تاریخ محو شد و به عنوان ایالتی از گوگوریو تحت ریاست «یانگ پو» برادر تسو قرار گرفت.

 

امپراطور هائی بورو 86 ق.م:
وقتی «گو دوماک»، "باک بویو"(بویو غربی) را فتح نمود، شاهزاده باک بویو «هائی بورو» به شرق فرار کرد و امپراطوری جدیدی به نام "دانگ بویو"(بویو شرقی) را تاسیس کرد.

هائی بورو امپراطوری ضعیف و تحت تاثیر وزیر اعظمش «بادوک بال» بود. در زمان او بود که بویو دوران بدی را پشت سر گذاشت.

در دوران حکومت هائی بورو، بانو «یوم یول» بانوی اعظم پیشگوی دربار بویو، در عالم رویا «پرنده سه پا» را مشاهده کرد و آن را نابود کننده خورشید بویو دانست. در همان سال یعنی 48 ق.م بود که با نقشه وزیر اعظم و توصیه بانو یوم یول به هائی بورو، ژنرال «هائی موسو» فرمانده گروه دامول با خیانتی که هائی بورو در حق وی کرد، اسیر امپراطوری هان و ناپدید شد!

 

در سال 48 ق.م، هائی بورو در اثر سیاه سرفه از دنیا رفت.

نکته: «هائی موسو» فرمانده گروه دامول را نباید با «هائی موسو» موسس امپراطوری باک بویو اشتباه گرفت!

- در ادامه مطلب میخوانیم:

سرگذشت «امپراطور گوموا»

سرگذشت «امپراطور تسو»

  • amir nm