باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره

باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره

مشخصات بلاگ
باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره...
History of Korea
한국의 역사
تمام مطالب درحال انتقال به Skorea.ir هستند.

-کلماتی که "Highlight زرد رنگ" دارند، دارای لینک مطلب هستند!

instagram: iamamir_nm

باشد که نوشته هایم بماند برای آیندگان

نویسنده

۳۰ مطلب با موضوع «امپراطوری گوگوریو» ثبت شده است

امپراطور بوجانگ وانگ(گوجانگ بوجانگ) (642–668)(آخرین امپراطور گوگوریو)؛

 

 

فرمانده «یئونگ گائه سمون» در سال 642 م با کودتایی نظامی عموی خود «امپراطور یئونگ نیو» را کشت و دولتی نظامی پدید آورد، از نخستین اقدامات او سرکوب بوداییان و بودیسم بود، او به حکومت علاقه ای نداشت، در نتیجه شاهزاده «گوجانگ بوجانگ» یکی از عموزادگان خود را به عنوان 28 مین امپراطور گوگوریو معرفی کرد.

بوجانگ، با به دست گرفتن قدرت "گوگوریو" لقب امپراطور «بوجانگ وانگ» را گرفت.

سال های ابتدایی حکومت بوجانگ آرامش پیش از طوفان را می گذراند. تهدیداتی از جانب «لی شیمین»، "امپراطور تانگ" به گوگوریو می رسید. «یویجا وانگ» "امپراطور باکجه" نیز طی نامه هایی از تهدیدات «کیم مونمو وانگ»، "امپراطور شیلا" خبر می داد. دو کشور متحد گوگوریو و باکجه توسط تانگ و شیلا محاصره شده بودند و حلقه محاصره هر روز تنگ تر می شد. در سال 660م  خبر شکست باکجه و پیروزی امپراطوری های شیلا و تانگ، گوگوریو را بیش از پیش به هراس انداخت. پس از فتح باکجه، ارتش شیلا از جنوب و تانگ از شمال حملاتی به مرزهای گوگوریو می کردند تا این که در سال 668م به گونه غیر منتظره ای ارتش شیلا از جنوب حرکت کرده و قوای تانگ از شمال با آن هم نوا شدند. فتح سرزمین های میانی گوگوریو، دو ارتش را به هم رساند و قوای یک میلیونی "شیلا - تانگ" به سمت "پیونگ یانگ" حرکت کرد.

 

 

 

| تماشای تریلر فیلم The Great Battle 2018 در آپارات |

فیلمی با موضوع هشتاد و هشت روز جنگ حماسی نیروهای گوگوریو در مقابل پانصد هزار نفر از مردان سلسله‎ی تانگ برای دفاع از سرزمینشان، گوگوریو

 

 

لی شیمین، امپراطور تانگ به منظور آگاهی سریع از نتایج حملات به مرز "لیودونگ" عزیمت کرد، اما فرماندار گوگوریویی لیودونگ، «یانگ مانچون» شبانه به اردوگاه دشمن حمله کرده و امپراطور تانگ را کشت. خبر قتل لی شیمین روحیه قوای تانگ را ضعیف و شجاعت ارتش گوگوریو را چند برابر نمود. با این همه ارتش شیلا هنوز هم روحیه وشجاعت زیادی برای نبرد داشت. سرانجام در پی حملات قوای شیلا-تانگ، پیونگ یانگ فتح شد و امپراطور بوجانگ به سمت «لیداگ» عقب نشینی کرد.

(نگاره ای از نبرد امپراطور بوجانگ در " لیداگ ")

 

نهایتاً لیداگ نیز فتح شد و تنها قلعه «آن شی» برای گوگوریو باقی ماند. بوجانگ و همراهان وفادارش از جمله «دائی  جویونگ»، "مؤسس بالهایی" آینده، تا آخرین لحظه در آن شی مقاومت کردند تا اینکه سرانجام تمامی آن ها کشته شدند.(درود به غیرت و وطن پرستی شون)

 

 

با تسخیر آن شی، امپراطوری 705 ساله گوگوریو که توسط امپراطور دانگمیونگ بزرگ(گو جومونگ) بنیان گذاشته شده بود، سقوط کرد. و مرزهای چوسان قدیم به طور مساوی بین تانگ و شیلا تقسیم شد.

از امپراطور بوجانگ پنج پسر به یادگار ماندند که فرزندان آن ها در مناطق گوناگون کره پراکنده شدند.

 نام پسران بوجانگ از این قرار بود: «گوبوک مان»، «گو ایم مو»، «گوریون»، «گودوک مو» و «گویاک گوانگ».

  • amir nm

امپراطور یئونگ نیو وانگ(گوگیون مو)(618 م تا 642 م)؛

شاهزاده «گوگیون مو» برادر «امپراطور یئونگ یانگ» بود که پس از مرگش به عنوان بیست و هفتمین امپراطور "گوگوریو" و با نام «یئونگ نیو وانگ» به تخت نشست. در زمان او جنگ های بین گوگوریو و "سوئی" کاهش یافت، در همین دوران یئونگ نیو تصمیم به کشتن برادرزاده اش «یئونگ گائه سِمون» که ولیعهد بود، گرفت؛ زیرا از قدرت گرفتن وی می هراسید، ولی در سال 624م یئونگ نیو در یک کودتا که از سوی یئونگ گائه سمون رهبری می شد، کشته شد.
فرمانده یئونگ گائه سمون به امپراطور شدن علاقه ای نداشت. این رو، او، برادر زاده امپراطور مقتول، یئونگ نیو، را به تخت امپراطوری گوگوریو نشاند.
نام برادر زاده یئونگ نیو، «بوجانگ» نام داشت.
در مطلب بعدی داستان آخرین امپراطور گوگوریو، بوجانگ را برایتان شرح خواهم داد.

 

  • amir nm

امپراطور یئونگ یانگ وانگ(گو وون) (590م - 618م)؛

شاهزاده «گو وون» بیست و ششمین امپراطور "گوگوریو" و فرزند ارشد امپراطور«پیونگ وون وانگ» با نام سلطنتی «یئونگ یانگ وانگ» بر تخت امپراطوری نشست.

او روابط خوبی با سلسله «سوئی» در چین شرقی پدید آورد و با «وِندی» امپراطور سوئی یک معاهده امضا کرد، اما پس از مدتی سوئی ادعا کرد که سربازان گوگوریو لیودونگ را مورد تاخت و تاز قرار داده اند (لیودونگ در آن زمانها جزو قلمرو سلسله های چینی بود) و معاهده را باطل کرد، در نتیجه جنگ های وسیعی بین گوگوریو و سوئی ایجاد گشت، پس از مرگ وندی، «یانگ دی» امپراطور سوئی شد و با اتحاد، با «یامی کاخان» یکی از رؤسای چین شرقی به گوگوریو حمله کرد اما این حمله نافرجام ماند، این جنگ ها سال ها ادامه داشت.

در همین حین گوگوریو برای فتح امپراطوری شیلا با امپراطوری باکجه هم پیمان شد. شیلا، تحت حملات گوگوریو و باکجه، از سلسله سوئی درخواست کمک کرد. این اتحاد سوئی و شیلا حملات گوگوریو و باکجه را بی اثر کرد.

نکته: بعدها سلسله سوئی، به امپراطوری تانگ تغییر نام داد.

بعد از گذشت مدتی که داستان آن را بعدا خواهم گفت، شیلا با اتحاد با امپراطوری تانگ توانست در ابتدا به باکجه و بعد به گوگوریو حملات سخت و ویرانگری را انجام دهد.

یئونگ یانگ در سال 618 م از دنیا رفت و سلطنتش را به برادر خود «یئونگ نیو» سپرد.

  • amir nm

امپراطور پیونگ وون وانگ(گویانگ سونگ)( 559 م تا 590 م)؛

بیست و پنجمین امپراطور "گوگوریو" شاهزاده «گویانگ سونگ»، فرزند ارشد «امپراطور یانگ وون» بود. او با نام امپراطور «پیونگ وون» بر تخت اژدها نشست.

گفته شده است که او در تیراندازی با کمان مهارت چشم گیری داشت. امپراطور پیونگ وون با امپراطوری «گوک تورک» روابط خوبی برقرار کرد و اتحاد با گوک تورک ها وسلسله های مختلف چینی، به شکسته شدن پیمان بین شیلا و باکجه، منجر شد. در همان ایام بود که باکجه معاهده خود را با شیلا باطل نموده و با گوگوریو متحد گشت. پیونگ وون در سال 590م در گذشت.

بعد از او پسرش «یئونگ یانگ» به امپراطوری رسید.

  • amir nm

امپراطور یانگ وون وانگ(گو پیونگ سونگ) (۵۴۵ میلادی تا ۵۵۹ میلادی)؛

 

از آنجا که «امپراطور آن وون» به غیر از مادر پیونگ سونگ، دو امپراطوریس دیگر نیز داشت، پس از مرگ او کشمکش های فراوانی از سوی امپراطوریس ها در دربار پدید آمد که گوپیونگ سونگ را به عنوان امپراطور به رسمیت نمی شناخت، در نتیجه حامیان پیونگ سونگ با یک حمله نظامی به قصر همه آشوب گران را سرکوب کردند و امپراطوریس ها را کشتند و پیونگ سونگ را با نام امپراطور «یانگ وون وانگ» به تخت نشاندند.

در سال 547م یانگ وون یک ارتش 6 هزار نفری برای فتح قلعه «دوکسان» به باکجه فرستاد اما از سوی چین کمکی به وی نشد و شکست خورد. در سال 550م باکجه به تلافی حمله دوکسان با کمک امپراطوری شیلا یک ارتش متحد ساخت و سه قلعه "گوگوریو" را فتح کرد، اما یانگ وون باز هم حملاتی به قلعه های باکجه و شیلا انجام داد و در اکثر آنها موفق شود. او در سال 557م شاهزاده «گویانگ سونگ» را به عنوان ولیعهد معرفی کرد اما یکی از فرماندهان عالی رتبه به نام «جوری» در مخالفت با این انتخاب شورش کرد و از پیونگ یانگ پایتخت وقت گوگوریو گریخت ولی دستگیر و اعدام گشت. بیست و چهارمین امپراطور گوگوریو در سال 559م در حالی که سلطنت را به پسرش می سپرد از دنیا رفت.

  • amir nm

امپراطور آن وون وانگ(گوبویون)(545 م - 531 م)؛

 

بیست سومین امپراطور "گوگوریو" شاهزاده «گوبویون» برادر «امپراطور آنجانگ وانگ» بود که با نام «آن  وون وانگ» بر تخت نشست. پس از مرگ امپراطور آنجانگ در سال 531م، امپراطوری های شیلا و باکجه برای انتقام گیری از گوگوریو با هم متحد شدند و به قلعه «یوسان» حمله بردند آن جا را محاصره کردند، اما امپراطور آن وون یک دسته سواره نظام 5هزار نفری را برای حمله به آنجا فرستاد و یوسان را پس گرفت. زندگی اجتماعی آن وون نیز  فراز و نشیب زیادی داشت، امپراطوریس اول آن وون فرزندی به دنیا نیاورد و به ناچار آن وون امپراطوریسی دیگر برگزید و آن بانو فرزندی برای آن وون به دنیا آورد که «گوپیونگ سونگ» نام گرفت و ولیعهد امپراطور گشت، در سال های آخر حکومت آن وون کشمکش هایی در دربار پدید آمد. آن وون در سال 545م پس از 15 سال سلطنت درگذشت.

  • amir nm

 

امپراطور آنجانگ وانگ(گوهیونگ آن)(۵۱۹ م تا ۵۳۱ م)؛

 

بیست و دومین امپراطور "گوگوریو" شاهزاده «گوهیونگ آن» فرزند امپراطور «امپراطور مونجامیونگ وانگ» بود که لقب امپراطور «آنجانگ وانگ» را گرفت. در مراسمی که او برای پدرش در کوهستان بونگی برگزار کرد، خاکستر پدرش را به محل دفن «امپراطور دانگمیونگ (گوجومونگ)» موسس امپراتوری گوگوریو برد و خاکستر او را با نام مونجامیونگ اهدا نمود.

امپراطور آنجانگ وانگ همچنان روابط خود را با چینی ها از جمله سلسله لیانگ حفظ کرد و در سالهای 523م تا 529م حملاتی به امپراطوری های شیلا و باکجه انجام داد.

آنجانگ در سال 531م در حالیکه هیچ پسری نداشت فوت کرد و تاج و تخت به برادر کوچکترش «آن وون» رسید.

 

  • amir nm

 

امپراطور مونجامیونگ وانگ(گوناون)(519 -491م)؛

 

«جانگ سو» بیستمین امپراطور «گوگوریو» تک پسرش «گوچودائه گاجودا» را به عنوان ولیعهد معرفی کرد اما طولی نگذشت که او مرد در حالیکه جانگ سو دیگر پسری نداشت در این زمان بود که مونجامیونگ نوه جانگ سو به عنوان ولیعهد انتخاب شد اما مونجامیونگ فقط 4 سال داشت که این عنوان را به دست آورد و همین باعث هرج و مرج در دربار گوگوریو می شد که اگر امپراطور جانگ سو بمیرد یک بچه امپراطور خواهد شد به همین دلیل امپراطور جانگ سو هیچ وقت به مناطق جنگی نمی رفت و از نبرد خودداری می کرد تا این که او در سال 491 میلادی مرد و مونجامیونگ به تخت نشست.

مونجا میونگ در آغاز سلطنت خود بخش هایی از مناطق از دست رفته گوگوریو را پس گرفت و روابط صلح آمیزی با سلسله های «وی»، «کی» و «لیانگ» که در چین قدرت گرفته بودند، برقرار نمود. دوران حکومت مونجامیونگ با وخامت روابط گوگوریو با "شیلا" و "باکجه" همراه بود. به دنبال آن در سال 494م فرماندهان بویو که ازقبیله مالگال شکست سختی خورده بودند به گوگوریو مهاجرت نمودند. ازدیگر اقدامات مونجامیونگ احداث معبد بودایی «گیوم گانگسا» بود.

 

در سال ۵۱۹ میلادی او به دلایل نامعلومی مرد اما در کتاب "سامگوک ساگی" آمده است او در جنگ با باکجه کشته شده است.

بعد از او پسرش« آنجانگ » به امپراطوری رسید.

 

  • amir nm


امپراطور جانگ سو وانگ(گوگی اوریون)(413 –491)؛


بیستمین امپراطور "گوگوریو" در سال 394م متولد شد او شاهزاده «گوگی اوریون» و فرزند ارشد «امپراطور گوانگ گائتو بزرگ» بود. او در 408م ولیعهد شد و بعد از مرگ پدرش در سال 413م، در سن 19 سالگی به تخت نشست. نام او به معنی «زندگی طولانی» است.

در ابتدا، جانگ سو خیلی از تلاش های خود را نسبت به ثبات در یک امپراطوری بزرگ اختصاص داد که در نتیجه مستقیم فتوحات پدرش را تجربه کرده بود. جانگ سو یک مقبره باشکوه برای پدر ساخت. در سال 427م او پایتخت را از "جی آن" به "پیونگ یانگ" انتقال داد. در دوران امپراطوری وی سلسله «یان» در چین قدرت گرفت و حملاتی علیه گوگوریو انجام داد، مدتی بعد ایالت شیانبی نیز با یان متحد شد. دشمنی یان و گوگوریو مدت ها ادامه داشت اما نهایتاً به اتحاد دو مملکت انجامید و ارتش گوگوریو-یان به سمت قبیله نوپای «سونگ» حمله برد و آن جا را با خاک یکسان کرد.امپراطور جانگ سو وانگ در سال 490م از دنیا رفت.

بعد از او نوه اش «مونجا میئونگ» به جای او به تخت نشت.

 

  • amir nm

 


امپراطور گوانگ گائتو دائی وانگ(گوانگ گائتو بزرگ)(گودام دوک)(391-413 میلادی)؛

مرگ «امپراطور گگوک یانگ»، حکومت را به پسر وی «گودام دوک» منتقل کرد. گودام دوک در سال 391م با نام امپراطور «گوانگ گائتو دائی وانگ» به حکومت رسید. گوانگ گائتو در ابتدای حکومت خود پایتخت را از "هوان دو" به "جی آن" منتقل نمود.(یه حرکت مثبت بعد این همه امپراطور بی خود که اومدن و رفتند) او در دوران حکومت خود پیروزی های فراوانی برای "گوگوریو" به ارمغان آورد.


در سال 399م به دنبال سقوط امپراطوری "باکجه" توسط گوانگ گائتوی بزرگ، امپراطوری "شیلا" از ترس با گوگوریو صلح نمود. گوانگ گائتو علاوه بر آن توانست، ایالت "منچوری چین"، بخش هایی از روسیه و مغولستان را نیز ضمیمه امپراطوری خود کند.


او در سال 413م از دنیا رفت و در "جی آن" به خاک سپرده شد که در حال حاضر در مرز کره شمالی و چین واقع شده، مقبره او بزرگترین مقبره حکاکی شده در جهان است و ستون سنگی یادبود گوانگ گائتو از منابع مهم تاریخ کره به شمار می آید.

اگرچه گوانگ گائتو فقط 22 سال حکمرانی کرد و نسبتاً جوان فوت کرد، اما گفته می‌شود پیروزی‌های وی حد نهایی تاریخ کره را مشخص می‌کند. به جز دوره‌ای دویست ساله که با پسر و جانشین وی (پادشاه جانگ سو) آغاز می‌شود و امپراطوری بالهه؛ کره هرگز تاکنون سرزمین عظیمی به این بزرگی نداشته‌ است.

بعد از او پسرش «جانگ سو» به امپراطوری رسید.

  • amir nm