باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره

باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره

مشخصات بلاگ
باستان شناس (SKorea.ir)

تاریخ امپراطوری کره...
History of Korea
한국의 역사
تمام مطالب درحال انتقال به Skorea.ir هستند.

-کلماتی که "Highlight زرد رنگ" دارند، دارای لینک مطلب هستند!

instagram: iamamir_nm

باشد که نوشته هایم بماند برای آیندگان

نویسنده

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Baekje» ثبت شده است

امپراتور گُی وانگ (234م - 286م)؛



جناب گُی پس از هم پیمان شدن با وزیران و درباریان و یک کودتا «امپراطور سابان وانگ» را خلع مقام کرد و به جای او بر تخت امپراتوری نشست.

گی وانگ جزء درباریانی بود که اعقاب آن ها را باید میان قبایل جین و فرزندان «بیریو» یافت. بعضی از منابع، امپراتور گُی را مؤسس واقعی «امپراتوری باکجه» می دانند، زیرا او بود که سلطنت را از دستان نوادگان «دانگمیونگ»، فرمانروای "گوگوریو" خارج نمود و باکجه را به حکومتی مستقل تبدیل کرد.

گُی وانگ پس از امپراتور شدن اقدامات مهمی انجام داد که از آن جمله، ایجاد یک کمیسیون شش نفره از وزیران اصلی، قطع حقوق مقامات رشوه بگیر و مجازات آنان و کشت مزروعات در جنوب پایتخت بود.

در دوران امپراتوری گُی، وضع دفاعی باکجه نسبت به چین تغییر چشم گیری کرد. باکجه به چین لشکر کشید و از آنجا که چینی ها در حال دفع حملات قبیله هان بودند، دو شهر "لی لانگ" و "دای فانگ"، توسط باکجه فتح شد، حتی ارتش باکجه موفق شد «دانگ زون» فرماندار "دای فانگ" را به قتل برساند. گُی پس از یک امپراتوری 52 ساله و اقدامات مطلوبش در سال 286م درگذشت و امپراتوری را به پسرش «چائِک جایی وانگ» سپرد.
  • amir nm

امپراتور سابان وانگ (234م - 234م)؛

پس از مرگ «امپراتور گوسو»، ولیعهد وی امپراتور سابان به امپراتوری رسید و به عنوان هفتمین امپراتور باکجه معرفی شد، اما سن کم سابان وانگ و هرج و مرج های ناشی از شکست های سنگین امپراتور گوسو فقید سبب آن شد که در چنین شرایطی عالیجناب «گُی» برادر «امپراتور چوگو» که فردی بسیار زیرک و البته پیر بود از فرصت استفاده کند و با جلب حمایت درباریان، امپراتور سابان را از تخت امپراتوری به زیر بکشد. این آغاز برتری خاندان «جین» بر خاندان هائی بود.

سابان پس از عزل شدن، تبعید شد و حکومت 2 ماهه اش را به تاریخ تقدیم کرد.

  • amir nm

امپراتور گیرو وانگ (77م- 128م)؛

پس از فوت «امپراتور دارو» پسرش امپراتور «گیرو وانگ»، در سال77م. به عنوان سومین امپراتور باکجه به تخت امپراتوری نشست.  در دوران حکومت او بلایای طبیعی از جمله سیل و زلزله و گردباد مردم را در برگرفت که برای آنان از علایم فاجعه بود. در سال 105م. او با شیلا قرارداد صلحی امضا کرد و 
در سال 125م. شیلا برای دفع حمله مالگال به یاری باکجه شتافت. در سال128م. امپراتور گیرو در حالی که سلطنت را به پسرش «گائیرو» سپرد از دنیا رفت.

  • amir nm

امپراتور دارو وانگ (29م - 77م)؛

پس از مرگ «امپراتور اونجو» پسرش امپراتور دارو در سال 29م. به تخت نشست. او دومین امپراتور باکجه بود که مدت زیادی حکومت کرد ولی اقدامات شایسته ای انجام نداد، در دوران حومت او جنگ هایی بین باکجه و شیلا رخ داد که در اکثر آن ها دارو شکست خورد. او سرانجام در سال77م. از دنیارفت و سلطنت را به فرزند و ولیعهدش «گیرو» سپرد.

  • amir nm

امپراتور اونجو وانگ(موسس امپراتوری باکجه) (18ق.م - 28 م)؛

 

امپراتور اونجو مؤسس سلسله "باکجه" و پسر کوچکتر «امپراتوریس سوسونو» بود، که در سال18ق.م پس از خروج از گوگوریو به علت مسائل سیاسی در جنوب با متحد کردن ملت جولبون و مردم «هانمن»، امپراتوری باکجه را برپا نمود.

در سال 8 ق.م قبیله "مالگال" دو حمله به شیپجه انجام داد و در هردو حمله موفق گشت بخش هایی از شیپجه را فتح کند. در سال 3 ق.م بیریو از دنیا رفت و مردم به اونجو به عنوان یک امپراتور رسمیت بیشتری دادند، اونجو نیز نام امپراتوری را از شیپجه به باکجه تغییر داد و به علت تهدید هانمن توسط قبایل مالگال و حکومت "نانگ نانگ"، پایتخت را از آن جا به «هان سونگ»(سئول کنونی) منتقل کرد.

در سال 5 م او پایتخت را از "هان سونگ" به "یانگ چه اون" منتقل نمود و با فرستادن پیکی حکومت "ماهان" را به اتحاد دعوت کرد ولی امپراتور ماهان نپذیرفت، در نتیجه امپراتور اونجو شروع به تربیت ارتشی سری کرد و در سال 7م. با بیرون آوردن آن ارتش به ماهان یورش برد و تمامی ممالک آن را به جز دو قلعه فتح کرد. امپراتور ماهان برای اونجو نامه تسلیم فرستاد و از او خواست به مردم آسیبی نرساند، اونجو نیز پذیرفت و در نهایت دو قلعه باقی مانده نیز تسلیم باکجه شدند. صلح بین باکجه و ماهان تا 9 سال به طول انجامید، در سال16م. گروهی از فرماندهان ماهان شورشی علیه باکجه ترتیب دادند، ولی امپراتور اونجو با رهبری ارتشی 5 هزار نفری همه آن ها را سرکوب کرد.

نقاشی منتسب به اونجو وانگ

در سال 22 م قبیله مالگال حمله دیگری به باکجه انجام داد ولی باز هم توسط اونجو سرکوب گشت. امپراتور اونجو در سال 28م  در حالی که سلطنت را به پسرش «دارو وانگ» می سپرد از دنیا رفت.

  • amir nm

 

بانو سوسونو فرزند رئیس یون تابال، رئیس قبیله گیرو و در عین حال ملت «جولبون» بود، او پس از اتحاد جولبون و تأسیس گوگوریو، و گم شدن یی سویا همسر اول «امپراتور دانگمیونگ»، به عنوان همسر وی و امپراتوریس «گوگوریو» برگزیده شد. او صاحب دو پسر بود که بنا به فرضیه ای پسران دانگمیونگ و بنا بر نظری دیگر پسران اوته یکی از مدیران قبیله گیرو بودند، آن دو پسر «بیریو» و «اونجو» نام داشتند. با پیدا شدن بانو یی سویا و شاهزاده «یوری»، سوسونو که موقعیت فرزندانش را در خطر دید با پسرانش و بومی های جولبون از گوگوریو به سمت جنوب سرزمین کره رفت. بعد ها پسر کوچکش اونجو با متحد کردن ملت جولبون و روسای قبایل بومی منطقه، «امپراطوری باکجه» را در جنوب برپا کرد. در این راه امپراتوریس سوسانو مهره اصلی در تأسیس باکجه بود.

  • amir nm

 

 باکجه یا «شیپجه» توسط «اونجو وانگ» دومین پسر«اوته» و بانو «سوسانو» در سال ۱۸ق.م  بنیان گذاشته شد. باکجه به همراه شیلا و گوگوریو سه امپراتوری کره باستان را تشکیل می دادند.

بخوردان

نشان ملی جمهوری کره جنوبی؛ بخوردان متعلق به عصر امپراتوری باکجه
(در بالای بخوردان برنزی پرنده سه پا قرار دارد و در پایین آن اژدهایی است که نماد امپراتوری بویوی قدیم بود.)

 بسیاری از اصول فرهنگی باکجه شبیه فرهنگ گوگوریو بود، امپراتوریس سوسونو با  فراهم آوردن مقدمات تأسیس باکجه، پرنده سه پا را ایزد مردم باکجه دانست و خود را مدیون امپراتور «دانگمیونگ» معرفی کرد.

  • amir nm