از طریق موتور جستجو ذره بین میتونید سرچ گوگلی انجام بدید.
Zarebin.ir

سلام سلام.به دوستداران تاریخ و فرهنگ کره! چطورید؟
خواستم با افتخار بهتون اعلام کنم که:
اونجا رو خودم درست کردم و هدف از تاسیس اش محیا کردن محیطی خوشگل تر و جامع تر برای شما عزیزان است.
برخی از ویژگی های منحصر به فرد Skorea رو بهتون میگم که بدونید:
امپراتور گُی وانگ (234م - 286م)؛
گی وانگ جزء درباریانی بود که اعقاب آن ها را باید میان قبایل جین و فرزندان «بیریو» یافت. بعضی از منابع، امپراتور گُی را مؤسس واقعی «امپراتوری باکجه» می دانند، زیرا او بود که سلطنت را از دستان نوادگان «دانگمیونگ»، فرمانروای "گوگوریو" خارج نمود و باکجه را به حکومتی مستقل تبدیل کرد.
گُی وانگ پس از امپراتور شدن اقدامات مهمی انجام داد که از آن جمله، ایجاد یک کمیسیون شش نفره از وزیران اصلی، قطع حقوق مقامات رشوه بگیر و مجازات آنان و کشت مزروعات در جنوب پایتخت بود.
امپراتور سابان وانگ (234م - 234م)؛
پس از مرگ «امپراتور گوسو»، ولیعهد وی امپراتور سابان به امپراتوری رسید و به عنوان هفتمین امپراتور باکجه معرفی شد، اما سن کم سابان وانگ و هرج و مرج های ناشی از شکست های سنگین امپراتور گوسو فقید سبب آن شد که در چنین شرایطی عالیجناب «گُی» برادر «امپراتور چوگو» که فردی بسیار زیرک و البته پیر بود از فرصت استفاده کند و با جلب حمایت درباریان، امپراتور سابان را از تخت امپراتوری به زیر بکشد. این آغاز برتری خاندان «جین» بر خاندان هائی بود.
سابان پس از عزل شدن، تبعید شد و حکومت 2 ماهه اش را به تاریخ تقدیم کرد.
امپراتور گوسو وانگ (214م - 234م)؛
پس از آن که «امپراتور چوگو» در سال 214م درگذشت، ولیعهدش، «گوسو وانگ» بر تخت نشست. او ششمین امپراتور باکجه بود.
بعضی منابع گوسو را برادر چوگو می دانند، ولی منابع موثق او را پسر چوگو دانسته اند.
در سال 216م ارتش امپراتور گوسو در قلعه سادو، حمله مالگال را دفع کرد و در سال 222م به ارتش 5هزار نفری شیلا حمله برد. دوران گوسو با بلایای طبیعی فراوان از جمله گردباد، سیل و زلزله همراه بود و در اواخر عمر نیز مورد حمله شیلا و مالگال قرار گرفت و شکست های بسیاری را متحمل گردید.
گوسو سرانجام در سال 234م. پس از 20 سال امپراتوری بدرود حیات گفت و امپراتوری را به پسرش «باسان وانگ» سپرد.
امپراتور چوگو وانگ (166م - 214م)؛
پس از مرگ «امپراتور گائه رو»، امپراتور «چوگو وانگ» به عنوان ولیعهد به تخت نشست.
در دوران حکومت چوگو روابط باکجه و شیلا تیره و تار گشت. در سال 167م او حملاتی به شیلا انجام داد و دو قلعه را تصرف نمود، اما شیلا ارتشی فرستاد و آنها را پس گرفت. امپراتور چوگو در سال 188م نیز حمله ای دیگر به شیلا انجام داد و این بار چهار قلعه "موسان"، "گویانگ"، "وون سان یانگ" و "یوگئو" را فتح و دو قلعه جدید به نام های "جوکیون" و "سادو" برپا نمود که در سال120م. افتتاح گشت. در سال 214م. او حمله ای دیگر به مالگال انجام داد و هزار سرباز را علیه آن به حرکت در آورد، اما مالگال در پاتکی قلعه "سوکمون" را در باکجه تصرف کرد. در همان سال شیلا نیز حمله ای علیه باکجه انجام داد و شهر «سایون» را فتح نمود. امپراتور چوگو درهمان سال دارفانی را وداع گفت.
امپراتور گائه رو وانگ سرانجام پس از یک حکومت پرمخاطره در سال 166 از دنیا رفت و پسرش «چوگو» جانشین وی گشت.
امپراتور گیرو وانگ (77م- 128م)؛
پس از فوت «امپراتور دارو» پسرش امپراتور «گیرو وانگ»، در سال77م. به عنوان سومین امپراتور باکجه به تخت امپراتوری نشست. در دوران حکومت او بلایای طبیعی از جمله سیل و زلزله و گردباد مردم را در برگرفت که برای آنان از علایم فاجعه بود. در سال 105م. او با شیلا قرارداد صلحی امضا کرد و در سال 125م. شیلا برای دفع حمله مالگال به یاری باکجه شتافت. در سال128م. امپراتور گیرو در حالی که سلطنت را به پسرش «گائیرو» سپرد از دنیا رفت.
امپراتور دارو وانگ (29م - 77م)؛
پس از مرگ «امپراتور اونجو» پسرش امپراتور دارو در سال 29م. به تخت نشست. او دومین امپراتور باکجه بود که مدت زیادی حکومت کرد ولی اقدامات شایسته ای انجام نداد، در دوران حومت او جنگ هایی بین باکجه و شیلا رخ داد که در اکثر آن ها دارو شکست خورد. او سرانجام در سال77م. از دنیارفت و سلطنت را به فرزند و ولیعهدش «گیرو» سپرد.